کریدورهای ایران؛ از جاده ابریشم تا شاهراههای فردا
ایران روی کوتاهترین پل خشکی میان خزر و خلیج فارس نشسته است. این مقاله کریدورهای فعال و در دست ساخت ایران را مرور میکند: شمال–جنوب، شرق–غرب، چابهار، قفقاز و انرژی؛ و سراغ رقبای منطقهای، پیامدهای محاصره ۱۴۰۵ و آینده ترانزیت ایران میرود.
ایران روی کوتاهترین پل خشکی میان دریای خزر و خلیج فارس نشسته است؛ پلی که آسیای میانه، روسیه و قفقاز را به آبهای آزاد، و چین را به ترکیه و اروپا وصل میکند. همین جغرافیا ایران را از دوران جاده ابریشم تا امروز به یکی از چهارراههای ترانزیت جهان تبدیل کرده است. اما اینکه کریدورهای ایران این «موهبت جغرافیایی» را به درآمد واقعی تبدیل کنند یا رقبا مسیرها را از کنار ایران عبور دهند، به ریل، بندر، دیپلماسی و سرعت تصمیمگیری بستگی دارد.
کریدور چیست و چرا برای ایران مهم است؟
کریدور ترانزیتی فقط یک جاده یا یک خط ریلی نیست. کریدور مجموعهای از مسیرهای جادهای، ریلی، دریایی و حتی خطوط لوله و فیبر نوری است که با توافق چند کشور، گمرک یکپارچه و تعرفههای هماهنگ، کالا را از مبدأ تا مقصد با کمترین زمان و هزینه جابهجا میکند.
برای ایران سه دلیل اهمیت کریدورها را دوچندان میکند:
درآمد ارزی پایدار: ترانزیت، خدمات بندری، سوخترسانی و لجستیک درآمدی است که مستقیم به فروش نفت وابسته نیست.
وزن ژئوپلیتیک: کشوری که مسیر تجارت دیگران از خاکش میگذرد، در محاسبات قدرتها جایگاه پیدا میکند و دور زدنش پرهزینهتر میشود.
توسعه مناطق مرزی: هر کریدور، شهرها و استانهای مسیرش را به بازارها، اشتغال و سرمایهگذاری وصل میکند؛ از آستارا و سرخس تا چابهار و جلفا.
ایران با ۱۵ همسایه خشکی و دریایی، دسترسی همزمان به خزر، خلیج فارس و دریای عمان، و قرار گرفتن میان سه بازار بزرگ روسیه، هند و چین، کمتر کشوری را در منطقه همتراز خود دارد. در ادامه کریدورهای فعال و در دست ساخت ایران، رقبای آن و آینده این رقابت را مرور میکنیم.
۱. کریدور شمال–جنوب (INSTC)؛ ستون فقرات ترانزیت ایران
کریدور بینالمللی حملونقل شمال–جنوب مهمترین کریدور ایران است: مسیری ترکیبی از بندر بمبئی هند به بندرعباس، سپس با ریل و جاده تا شمال ایران و از آنجا به روسیه و اروپای شمالی. موافقتنامه آن را روسیه، ایران و هند در آغاز دهه ۲۰۰۰ امضا کردند و اکنون ۱۲ کشور عضو آن هستند.
شاخه غربی: بندرعباس ← تهران ← قزوین ← رشت ← آستارا ← جمهوری آذربایجان ← روسیه؛ در امتداد ساحل غربی خزر.
شاخه شرقی: بندرعباس ← مشهد ← سرخس یا اینچهبرون ← ترکمنستان ← قزاقستان ← روسیه؛ در امتداد ساحل شرقی خزر.
شاخه دریایی خزر: بندر انزلی، امیرآباد، نوشهر و آستارا ← آستاراخان و ماخاچقلعه در روسیه.
حلقه گمشده: راهآهن رشت–آستارا
بزرگترین گلوگاه شاخه غربی، ۱۶۲ کیلومتر ریل میان رشت و آستاراست. راهآهن قزوین–رشت سالهاست بهرهبرداری شده، اما بار در رشت باید از قطار به کامیون منتقل شود. به گفته معاون اول راهآهن روسیه در ۲۳ مهر ۱۴۰۵، ساخت فیزیکی از سال ۲۰۲۷ آغاز میشود و سه سال طول میکشد (Interfax).
ظرفیت پس از بهرهبرداری: دستکم ۱۵ میلیون تن در سال
وضعیت: تملک زمین تمام، مطالعات میدانی در جریان
این پروژه بارها عقب افتاده است؛ آغاز ساخت ابتدا برای ۲۰۲۴ و بعد برای فروردین ۱۴۰۵ وعده داده شده بود. نتیجه این تأخیر در آمار پیداست: پایانه بار آستارا با ظرفیت طراحی ۳٫۵ تا ۴ میلیون تن، در پنج ماه نخست ۲۰۲۶ تنها حدود ۳۴۵ هزار تن بار جابهجا کرد (DW / Hellenic Shipping News).
وزن اقتصادی
حجم کل حمل بار در همه شاخههای INSTC در سال ۲۰۲۴ با رشد ۱۹ درصدی به ۲۶٫۹ میلیون تن رسید که بیش از ۱۲٫۹ میلیون تن آن ریلی بود. به گفته وزیر حملونقل روسیه، صادرات این کشور به ایران از مسیر کریدور در چهار ماه نخست ۲۰۲۶ بیش از ۵۶ درصد رشد کرد (TASS). هدف رسمی روسیه دستیابی به ۳۰ تا ۳۵ میلیون تن است؛ اما کارشناسان تحقق آن را در بازه ۲۰۳۲ تا ۲۰۳۳ میدانند (Kazan Forum).
۲. کریدور شرق–غرب؛ جاده ابریشم دوباره از ایران میگذرد
۴ خرداد ۱۴۰۴ (۲۵ مه ۲۰۲۵) نخستین قطار باری مستقیم از شیاَن چین در بندر خشک آپرین تهران تخلیه شد و ترانزیت تجاری ریلی ایران و چین رسماً آغاز شد (Tasnim). قطار از قزاقستان و ترکمنستان میگذرد و از مرز اینچهبرون وارد ایران میشود؛ همان راهآهن ازن–برکت–گرگان که از ۲۰۱۴ بهرهبرداری شد.
مسیر کامل این کریدور چنین است:
چین (شیاَن، ارومچی) ← مرز خورگوس یا آلاشانکوی.
آسیای مرکزی ← قزاقستان و ترکمنستان؛ مسیر دوم از ازبکستان و سرخس.
ایران ← اینچهبرون یا سرخس ← تهران (آپرین) ← تبریز.
ترکیه و اروپا ← مرز رازی–کاپیکوی ← دریاچه وان ← استانبول.
از ایده تا نیاز فوری
پس از آغاز محاصره دریایی بنادر ایران از سوی آمریکا در ۲۴ فروردین ۱۴۰۵، این مسیر از یک گزینه مکمل به یکی از شریانهای اصلی تبدیل شد. به گزارش بلومبرگ، قطارهای شیاَن–تهران از حدود یک قطار در هفته به یک قطار هر سه یا چهار روز رسید و کرایه هر کانتینر ۴۰ فوتی تا ۷۰۰۰ دلار بالا رفت (Bloomberg).
اما مقیاس هنوز فاصله زیادی دارد. به گفته رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین، هزینه هر کانتینر از چین از راه بنادر جنوبی حدود ۳۰۰۰ دلار و از راه خشکی حدود ۱۲ هزار دلار است؛ با حدود ۲ میلیون کانتینر وارداتی سالانه، انتقال طولانی به مسیر خشکی حدود ۱۸ میلیارد دلار به هزینه تجارت میافزاید (DW).
گلوگاه غربی: دریاچه وان
بخش ترکیه این مسیر هنوز به کشتیهای قطاربر دریاچه وان وابسته است که در سال ۲۰۲۴ حدود ۴۷۷ هزار تن بار جابهجا کردند. تا وقتی این حلقه با ریل پیوسته جایگزین نشود، کریدور چین–ایران–اروپا روی کاغذ یکپارچه است و در عمل چندپاره. برای ایران، بازار اصلی این مسیر فعلاً واردات از چین است؛ ترانزیت اروپا هدفی بلندمدتتر است.
۳. کریدور شرقی؛ چابهار، تنها بندر اقیانوسی ایران
ریلگذاری راهآهن چابهار–زاهدان در مهر ۱۴۰۵ تمام شد و برنامه بهرهبرداری آن تا پایان دی ۱۴۰۵ است (Construction World). با این خط، چابهار برای نخستین بار به شبکه ریلی کشور وصل میشود؛ بندری که بیرون از تنگه هرمز، مستقیم به دریای عمان و اقیانوس هند باز میشود.
چابهار–زاهدان در یک نگاه:
طول: ۶۳۰ کیلومتر مستقیم، ۷۳۵ کیلومتر با انشعابات
ایستگاه: ۳۳
تونل و پل: ۳۹ تونل، ۲۰۱ پل
ظرفیت سالانه: ۷٫۷ میلیون تن بار، ۲٫۲ میلیون مسافر
بهرهبرداری هدف: پایان دی ۱۴۰۵ (ژانویه ۲۰۲۷)
هند، افغانستان و آسیای مرکزی
برای هند، چابهار راه رسیدن به افغانستان و آسیای مرکزی بدون عبور از پاکستان است. شرکت India Ports Global در اردیبهشت ۱۴۰۳ قرارداد دهساله بهرهبرداری از ترمینال شهید بهشتی را امضا کرد. با پایان معافیت مشروط تحریمی آمریکا در فروردین ۱۴۰۵، بهرهبرداری تا عادی شدن شرایط به طرف ایرانی برگشته است.
شاخه شرقی با این روشها تکمیل میشود:
راهآهن خواف–هرات: سه بخش نخست فعال است و بخش چهارم، ۴۷ کیلومتر با بودجه بیش از ۵۴ میلیون دلار، از شهریور ۱۴۰۴ با مهلت ۳۵ ماهه در دست ساخت است. قزاقستان هم متعهد شده راهآهن تورغوندی–هرات را بسازد (Global Railway Review).
محور زاهدان–مشهد–سرخس: بار چابهار از زاهدان از راه شبکه موجود به مشهد و مرز ترکمنستان میرسد.
مسیر ازبکستان: ایران اتصال شبکه ریلی خود به افغانستان از مسیر ازبکستان را هم در دست بررسی دارد.
مزیت اصلی چابهار این است که بیرون از تنگه هرمز است؛ اما محاصره دریایی فعلی شامل سواحل دریای عمان هم میشود و این مزیت فعلاً بالقوه است.
۴. قفقاز؛ کریدور خلیج فارس–دریای سیاه، ارس و مسیر ترامپ
قفقاز در سالهای اخیر حساسترین جبهه کریدوری ایران بوده است. در این جبهه سه طرح همزمان جریان دارد که یکی از آنها میتواند بخشی از نقش ترانزیتی ایران را بگیرد.
کریدور خلیج فارس–دریای سیاه
این کریدور شبکهای چندوجهی از دریا، ریل و جاده است که ایران، ارمنستان، گرجستان، بلغارستان و یونان را به هم وصل میکند. مسیر آن از بنادر جنوبی ایران تا مرز نوردوز–مغری، سپس از ارمنستان به بنادر پوتی و باتومی در گرجستان و از آنجا با کشتیهای رورو به بورگاس و وارنا در بلغارستان است.
گلوگاه اصلی آن، جاده کوهستانی ۴۰۰ کیلومتری مغری–ایروان است؛ ارمنستان هیچ راهآهن مستقیمی به ایران ندارد. بزرگراه شمال–جنوب ارمنستان فاصله مرز ایران تا مرز گرجستان را از ۵۶۰ به حدود ۴۶۰ کیلومتر و زمان عبور را از حدود ۹ به ۵ ساعت کاهش میدهد؛ تکمیل آن برای ۲۰۳۰ برنامهریزی شده و یک کنسرسیوم ایرانی بخش ۳۲ کیلومتری آگاراک–قاجاران را میسازد (Orbeli Center). تجارت دوجانبه ایران و ارمنستان در ۲۰۲۴ به ۷۳۷ میلیون دلار رسید و هدف نزدیک ۱ میلیارد دلار است.
کریدور ارس؛ ایران بهعنوان پل نخجوان
جمهوری آذربایجان برای رسیدن به نخجوان از خاک ایران عبور میکند. در مهر ۱۴۰۲ کلنگ پل آغبند–کلاله روی رود ارس زده شد؛ آذربایجان پل را میسازد، ایران بزرگراه را، و یک خط ریلی هم در تفاهم آمده است (OC Media). بهرهبرداری این پل برای اسفند ۱۴۰۴ اعلام شده بود؛ گزارشی که گشایش آن را تأیید کند پیدا نکردیم.
«مسیر ترامپ» (TRIPP)؛ رقیب ارس
در ۱۷ مرداد ۱۴۰۴ رهبران ارمنستان و آذربایجان در کاخ سفید بر سر مسیری ۴۳ کیلومتری از استان سیونیک و به موازات مرز ایران توافق کردند. این مسیر شامل راهآهن، فیبر نوری، برق و خط لوله گاز به نخجوان است و یک شرکت به رهبری آمریکا آن را اجرا میکند. حایله میان آذربایجان و نخجوان اکنون ۶۷۷ کیلومتر از ایران یا بیش از ۱۲۰۰ کیلومتر از گرجستان و ترکیه است (Carnegie).
به تحلیل کارنگی، در تهران دو نگاه وجود دارد: نهادهای امنیتی با این طرح مخالفند، اما وزارتخانههای دولت پذیرفتن راهآهنی تحت حاکمیت ارمنستان را ممکن میدانند؛ بهویژه اگر از مسیر جلفا به شبکه ریلی ایران هم وصل شود. هدف تکمیل ریل سال ۲۰۲۸ است، اما وزیر خارجه آذربایجان در شهریور ۱۴۰۵ شروع کار فیزیکی را به ۲۰۲۷ موکول کرد و جنگ ایران عامل اصلی تأخیر است (Eurasianet).
۵. کریدورهای انرژی؛ لولههایی که همیشه به مقصد نمیرسند
کریدور فقط برای کانتینر نیست. خطوط لوله نفت و گاز، اتصال شبکههای برق و فیبر نوری ترانزیتی هم کریدورند و در سال ۱۴۰۵ هر سه زیر فشار بودهاند.
خط لوله گوره–جاسک: از بوشهر تا جاسک، حدود ۱۰۰۰ کیلومتر، با ظرفیت طراحی ۱ میلیون بشکه در روز. تا اردیبهشت ۱۴۰۵ تنها یک نفتکش حدود ۲ میلیون بشکهای در جاسک بارگیری کرد.
خط لوله تبریز–آنکارا: از ایران به ترکیه، با ظرفیت قراردادی ۹٫۶ میلیارد مترمکعب در سال. قرارداد ۲۵ ساله ۷ مرداد ۱۴۰۵ به پایان رسید و قرارداد تازهای اعلام نشده است.
گاز روسیه به ایران: از روسیه از راه آذربایجان به ایران؛ مرحله اول ۱٫۸ میلیارد مترمکعب و ظرفیت بالقوه ۵۵ میلیارد. تا تیر ۱۴۰۵ قیمت و سازوکار پرداخت هنوز باز بود.
ترکیه در نیمه نخست ۲۰۲۶ حدود ۴٫۵ میلیارد مترمکعب گاز ایران را وارد کرد؛ ۳۴ درصد بیشتر از مدت مشابه سال قبل. یعنی نیاز بازار هست، اما آینده این کریدور به مذاکرهای وابسته است که جنگ مانع شد.
درس جاسک روشن است: لولهای که برای دور زدن تنگه هرمز ساخته شد، بدون پایانه صادراتی کامل و بیمه و خریدار، در بحران هم کاربرد پیدا نکرد. عربستان و امارات در مقابل با لولههای شرق–غرب و حبشان–فجیره میلیونها بشکه ظرفیت دورزدن هرمز دارند.
برق و فیبر نوری
ایران با شبکه برق ارمنستان، ترکمنستان، عراق، ترکیه و افغانستان متصل است و در مسیر باندهای فیبر نوری اروپا به خلیج فارس قرار دارد. مسیر ترامپ و راهآهن خواف–هرات هر دو کابل فیبر نوری دارند؛ نشانه اینکه امروز هر کریدور ریلی یک کریدور داده هم هست.
۶. رقبای منطقهای؛ مسیرهایی که ایران را دور میزنند
هر کریدوری که ایران از آن عبور نکند، بخشی از ترانزیت بالقوهاش را میبرد. سه پروژه مهمترین رقبا هستند.
کریدور میانی (ترانسخزر)
این مسیر از چین شروع میشود و از قزاقستان، دریای خزر، آذربایجان و گرجستان میگذرد تا به ترکیه و اروپا برسد. این همان کاری است که کریدور شرق–غرب ایران وعده میدهد، ولی بدون ایران.
حجم ۲۰۲۴: ۴٫۵ میلیون تن، یعنی ۶۲ درصد رشد.
پیشبینی ۲۰۲۵: ۵٫۲ میلیون تن. ۲٫۵ میلیون تن آن بار خشک است (حدود ۹۶ هزار TEU) و ۱٫۷ میلیون تن نفت.
هدف ظرفیت: ۱۰ میلیون تن در سال تا ۲۰۲۷. شرکت مشاوره BCG پیشبینی میکند ترانزیت در این دهه ۳ تا ۴ برابر شود (Report.az).
ضعف این مسیر جابهجاییهای مکرر بار میان قطار و کشتی و ظرفیت محدود بنادر خزر است. مسیر ریلی سرتاسری ایران، در صورت تکمیل، روی کاغذ از این نظر برتری دارد. اما فعلاً تحریم و جنگ این برتری را خنثی کردهاند.
کریدور هند–خاورمیانه–اروپا (IMEC)
تفاهمنامه این کریدور در شهریور ۱۴۰۲ (سپتامبر ۲۰۲۳) در اجلاس G20 دهلی امضا شد.
مسیر: دو شاخه دارد. شاخه شرقی از بنادر غربی هند از راه دریا به امارات میرسد. شاخه شمالی از امارات و عربستان با ریل از اردن و اسرائیل به بندر حیفا و سپس اروپا میرود.
جایگاه در برابر ایران: IMEC آشکارا رقیب کریدور شمال–جنوب و بندر چابهار برای اتصال هند به اروپاست.
وضعیت: این تفاهمنامه پیمان الزامآور نیست. جنگ غزه شاخه ریلی اردن و اسرائیل را متوقف کرده و درگیری ۲۰۲۶ ایران بخش دریایی آن را در خلیج فارس مختل کرده است. خطوط ریلی کلیدی میان عربستان، اردن و اسرائیل هنوز عمدتاً روی کاغذند و تأمین مالی و جدول زمانی قطعی ندارند (MEI، GetTransport).
تناقض اصلی IMEC این است که برای کاهش وابستگی به تنگهها طراحی شده، ولی خودش به همان آبهایی متکی است که بیثباتی منطقه بارها بسته است.
راه توسعه عراق
این نزدیکترین رقیب جغرافیایی ایران است. مسیر از بندر بزرگ فاو در خلیج فارس شروع میشود و از خاک عراق به مرز ترکیه میرسد. کارکرد آن همان «خلیج فارس به اروپا» است، ولی از غرب ایران.
طول: حدود ۱٬۲۰۰ کیلومتر ریل دوخطه بههمراه آزادراه موازی، تا مرز فیشخابور
هزینه برآوردی: ۱۷ میلیارد دلار (بازه ۱۵ تا ۲۰ میلیارد)
پیشرفت طراحی: ریل ۹۵٪، آزادراه ۸۵٪
تونل غوطهور فاو: ۸۶٪ ساخته شده
بندر فاو: فاز ۱ در ۲۰۲۸ با ۴ میلیون TEU؛ تکمیل در ۲۰۳۸ با ۱۰۰ اسکله و ۷٫۵ میلیون TEU
فازهای کریدور: فاز ۱ در ۲۰۳۱، فاز ۲ در ۲۰۳۸، ظرفیت کامل در ۲۰۵۰
تأمین مالی هنوز حل نشده است. تفاهمنامه فروردین ۱۴۰۵ میان عراق، ترکیه، امارات و قطر تعهد مالی یا حقوقی ندارد. پروتکلهای تیر ۱۴۰۵ در آنکارا یک چارچوب مالی با پشتوانه نفت تعریف کردهاند، ولی صندوقش هنوز تشکیل نشده است (GetTransport).
نکته برای ایران: راه توسعه عراق و کریدور میانی هر دو تا پیش از ۲۰۳۰ به ظرفیت معنادار نمیرسند. یعنی ایران هنوز چند سال فرصت دارد شاخههای ناتمام خودش را تکمیل کند و جای خود را تثبیت کند.
۷. آینده کریدورهای ایران؛ چالشها و فرصتها
جنگ و محاصره ۱۴۰۵ نقشه تجارت ایران را وارونه کرد. پیش از جنگ حدود ۸۳ درصد از ۲۱۰ میلیون تن واردات ایران از بنادر جنوبی میآمد. ایران حدود ۶٬۰۰۰ کیلومتر مرز زمینی با هفت کشور و ۷۰۰ کیلومتر ساحل خزر دارد. بنادر شمالی بیش از ۳۰ میلیون تن ظرفیت دارند، ولی کمتر از یکسوم آن استفاده میشود (Majalla). محاصره نشان داد مسیرهای زمینی دیگر «فرعی» نیستند؛ شاهرگاند.
چالشها
تحریم و محاصره. محاصره دریایی از ۲۴ فروردین ۱۴۰۵ آغاز شد و پس از فروپاشی آتشبس در تیر دوباره برقرار شد. به گفته سنتکام تا ۲۴ مهر صادرات نفت خام به ارزش ۲۵ میلیارد دلار متوقف شده است. هیچ کریدوری بدون بانک، بیمه و کشتیرانی کار نمیکند؛ همین مانع است که چابهار را از معافیت آمریکا محروم کرد.
حلقههای گمشده زیرساخت. رشت–آستارا هنوز ساخته نشده و بدون آن شاخه غربی INSTC باید بار را جابهجا کند. مسیر شرق–غرب به ترکیه هنوز به کشتی دریاچه وان وابسته است، و خواف–هرات و زاهدان–میرجاوه هنوز ناتماماند.
هزینه سنگین. بانک توسعه اوراسیا سرمایه لازم برای همه پروژههای INSTC را ۲۱٫۱ میلیارد دلار برای شاخه غربی، ۶٫۲ میلیارد دلار برای شاخه ترانسخزر و ۱۰٫۹ میلیارد دلار برای شاخه شرقی برآورد کرده است.
ریسک امنیتی در خود مسیرها. تیر ۱۴۰۵ پهپاد اوکراینی به یک کشتی ایرانی در خزر حمله کرد؛ حتی دریای بسته شمالی هم امن کامل نیست. تحریم تجاری امارات از ۲۸ مرداد هم شریک بیش از ۳۰ درصد واردات ایران را حذف کرد.
رقابت زمانی. کریدور میانی، TRIPP و راه توسعه عراق هر سال یک گام جلوتر میروند. هر سال تأخیر ایران، مشتریهای بیشتری را به آنها میسپارد.
فرصتها
افتتاح چابهار–زاهدان (هدف: دی ۱۴۰۵). این خط اولین اتصال ریلی بندر اقیانوسی ایران به شبکه سراسری است. پس از محاصره، شرقیترین بندر کشور است که هنوز در دسترس است.
ظرفیت بلااستفاده شمال. ۳۰ میلیون تن ظرفیت بنادر خزر با سرمایه کم، فوریترین اهرم است. تجارت با روسیه هم اکنون رو به رشد است.
ریل چین. قطارهای چین–ایران از هفتهای یک بار به هر ۳ تا ۴ روز رسیدهاند (Bloomberg). اگر این مسیر پایدار شود، ایران در نقشه BRI جایگاه ثابت میگیرد.
مسیرهای جایگزین جنوبی. گوادر، کراچی و بندر قاسم در پاکستان، و گذرگاه کاپیکوی–رازی با ترکیه، مسیرهای فرعی وارداتاند.
دیپلماسی منطقهای. کریدورها نیازمند توافق با همسایهاند. ارمنستان، روسیه، چین، پاکستان، ترکمنستان و قزاقستان هر کدام منافع مستقیم در عبور از ایران دارند.
چشمانداز: ایران تا ۲۰۳۰ اگر رشت–آستارا، چابهار–زاهدان و شاخه شرقی را تکمیل کند، میتواند همزمان بخشی از شمال–جنوب، شرق–غرب و شرق–اقیانوس هند باشد. اگر نه، کریدورهای رقیب این نقش را تقسیم خواهند کرد.
۸. جمعبندی و مقایسه کریدورها
بیشتر پروژههای ایران و رقبا بین ۲۰۲۷ و ۲۰۳۱ به نتیجه میرسند. این چند سال برای ایران تعیینکننده است.
خط زمانی
دی ۱۴۰۵ (ژانویه ۲۰۲۷): بهرهبرداری هدف راهآهن چابهار–زاهدان.
۲۰۲۷: آغاز ساخت رشت–آستارا؛ آغاز کار فیزیکی TRIPP؛ هدف ۱۰ میلیون تن ظرفیت کریدور میانی.
۲۰۲۸: هدف تکمیل ریل TRIPP؛ فاز ۱ بندر فاو.
حدود ۲۰۳۰: بهرهبرداری رشت–آستارا؛ تکمیل بزرگراه شمال–جنوب ارمنستان.
۲۰۳۱: فاز ۱ راه توسعه عراق.
۲۰۳۲ تا ۲۰۳۳: رسیدن INSTC به هدف ۳۰ تا ۳۵ میلیون تن، به برآورد کارشناسان.
کریدورها در یک نگاه (آبان ۱۴۰۵)
شمال–جنوب (INSTC): روسیه ← ایران ← هند. پروژه کلیدی راهآهن رشت–آستاراست؛ قرارداد و وام روسی قطعی شده ولی ساخت شروع نشده. هدف: آغاز ۲۰۲۷ و بهرهبرداری حدود ۲۰۳۰.
شرق–غرب: چین ← آسیای مرکزی ← ایران ← ترکیه. قطار شیآن–آپرین فعال است و هر ۳ تا ۴ روز یک قطار میآید. هدف: حذف کشتی دریاچه وان.
شرقی (چابهار): هند ← چابهار ← افغانستان و آسیای مرکزی. ریلگذاری چابهار–زاهدان تمام شده و خواف–هرات در دست ساخت است؛ معافیت آمریکا پایان یافته. هدف: دی ۱۴۰۵.
خلیج فارس–دریای سیاه: ایران ← ارمنستان ← گرجستان ← اروپا. بزرگراه شمال–جنوب ارمنستان در حال ساخت است. هدف: ۲۰۳۰.
ارس / TRIPP: آذربایجان ← نخجوان. پل آغبند–کلاله در دست ساخت و مسیر ۴۳ کیلومتری TRIPP به تأخیر افتاده است. هدف: ریل TRIPP در ۲۰۲۸.
انرژی: ایران ← ترکیه، روسیه ← ایران و گوره–جاسک. قرارداد گاز ترکیه منقضی شده و قیمت گاز روسیه هنوز باز است. هدف: نامشخص.
برای قرنها جغرافیا ایران را چهارراه تجارت آسیا ساخته بود؛ امروز این جایگاه دیگر خودکار نیست. سه نکته از این مقاله باقی میماند:
جغرافیا شرط لازم است، نه کافی. کوتاهترین مسیر بدون ریل پیوسته، بانک، بیمه و ثبات سیاسی مشتری نمیگیرد.
محاصره اولویتها را روشن کرد. بنادر خزر، ریل چین و چابهار دیگر پروژه توسعه نیستند؛ امنیت اقتصادیاند.
پنجره زمانی باز است، ولی نه برای همیشه. رقبا تا پایان دهه ۲۰۳۰ به ظرفیت کامل نمیرسند. این چند سال تعیین میکند ایران چهارراه بماند یا دور زده شود.