روایت گری
سلام بامعلم خود در مورد روایت گری صحبت کردم اجازه داد در کلاس روایت گری را انجام دهم معاون پرورشی مدرسه اجرای من را در کلاس دید و اجازه داد در صف به مناسبت ۱۳ابان روز دانش آموز برای همه ی بچه ها روایت گری را انجام دادم. در کلاس درس ساعت یک بعدازظهر بود. همهی بچه ها به صحبت هایم توجه و دقت می کردند و برایشان جذاب بود همون طور که گفتم همه ی بچه ها با دقت به حرف های من گوش میدادند و من در آخر روایت گری از بچه ها سوالاتی پرسیدم و به آن ها ی که جواب درست دادن جایزه دادم. وقتی بچه ها ی کلاس وارد کلاس شدند ،با یک دیگر دربارهی نقشه ی ایران و جهان گفت و گو کردن. اکثریت گفتند:«زهرا امروز مگه اجتماعی داریم؟ » یا میگفتند:«چه درسی کنفرانس داری ؟» وقتی که معلم آمد و من شروع به صحبت کردم. جالب این هستش که وقتی شروع به صحبت کردم تمام بچه محوه تماشای نقشه و روایت من بودند از آن روز به صحبت خانم سلطانی باور داشتم که میگفت اگر شما شروع به کار کنید هم خدا وهم نقشه ی ایران و جهان به شما کمک می کند
امروز


